۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

و ما امروز به يک سفرِ سياحتي-زيارتي به شهرِ قديمِ ري رفتيم که بسي خوش گذشت. البته اين سفر براي بعضي از همراهان هم کمي تا قسمتي تجارتي بود که ما به رويِ خودمان نياورديم. هديه بانو مي‌فرمايند که آن‌ها را شيراز نخواهند برد.
ما هم خسته‌ايم و خواب‌مان مي‌آيد. برويم کپه مرگ‌مان را بگذاريم تا فردا.

پ.ن: يک جمعه سيزدهم ديگر هم به خير گذشت!!

هیچ نظری موجود نیست: