معلوم است که بعضي ايرانيهاي خارجنشسته طرفدارِ فلسطين و مخالفِ استعمار ميشوند. اين فکرها در جايي رشد ميکند که تو امسال براي داشتنِ زندگيِ در حدِ خطِ فقرِ پارسالات مجبور نباشي 30 درصد بيشتر پول در بياوري، در جايي رشد ميکند که توي خيابان به خاطرِ مانتو و روسري و کفش و زنجير و آستين و يقه، يقهات را نگيرند، در جايي رشد ميکند که تو دسترسي داشته باشي که هر چه را دلات خواست منتشر کني و بخواني -نه در اين خراب شده!
بفهميد آقايان و خانمهاي رومانتيکِ خارج نشين! استعمار، صهيونيسم، فلسطين و هر موجودِ ديگري در اين مايهها اصلاً موضوعِ فکرِ من نيست و نبايد باشد. من هر روز نگرانيام اين است که امسال بايد براي اجارهي خانه چه کنم؟ من هر روز نگرانِ اينام که فاطي کماندوها همسرم را به خاطرِ اين که لباسي پوشيده که دوست دارد بپوشد و از پوشيدنِ آن لذت ميبرد، بگيرند و بزنند و ببرند. من تا همين هفتهي پيش نگران اين بودم که اگر کار پيدا نکنم، بايد ماهِ بعد تويِ خيابان زندگي کنيم.
رفقا! فکر نکنيد که ما نميفهميم و شما ميفهميد، فکر نکنيد که شما بعد از سفر به اسرائيل، چشمتان باز شده است و ما جماعتِ کورانايم. فکر نکنيد که ما از رنجِ انسانها بيخبريم. اتفاقاً به گمانام اين شماييد که يادتان رفته ما در اين خراب شده از دستِ اين ديوانگان چه ميکشيم؛ که فرصتِ فکر کردن به اين را نداريم که قومِ عرب و يهود در آن سرزمينِ نفرين شده چه غلطي ميکنند و چه به روز هم ميآورند. شماييد که يادتان رفته همين داخل شدن در آن بازي احمقانه است که ما را به اين روز انداخته و مثلِ ارهاي در ماتحت سرانمان گير کرده، که نه راهِ پيش دارند و نه روي پس. با شما هستم. حودر، سيبيلطلا و ديگران!
۱ نظر:
اول اینکه حرف حساب جواب نداره. دوم اینکه اصولاً من هر بار تو وبلاگ هودر میرفتم کلی اعصابم خراب میشد. انقدر که این بشر تیر و تار به هم میبافه و هر دوروزی حرفش عوض میشه و یه جنجال جدید راه میندازه که فقط کلیکهای وبش بیشتر شه. اینکه دیگه خیلی وقته نمیرم. کلاً شما خودت رو واسه جفنگیات این بابا ناراحت نکن.
ارسال یک نظر