روايتِ «ناجورِ» نامجو از خيام!
محسنِ نامجو خوانندهي خوبي به نظر ميرسد. دستِ کم در همين ترانههايي که از او شنيدهام، تسلطاش بر ادبياتِ فاخرِ فارسي مشخص است -چيزي که اکثرِ قريب به اتفاقِ ترانهسرايان و خوانندهگانِ امروزي را از آن بهرهاي نيست.
مشکل من با او بر سرِ دست بردن در شعرِ عمرِ خيام است. خيام -به روايتِ شاملو و هدايت و ديگران- ميگويد:
«از من رمقي به سعيِ ساقي ماندهست
وز صحبتِ خلق بيوفاقي ماندهست
از بادهي دوشين قدحي بيش نماند
از عمر ندانم که چه باقي ماندهست»
نامجو مصرعِ دوم را چنين ميخواند: «وز زمزمهي عطرِ اقاقي ماندهست»
سؤالِ من اين است:
1- اين جمله يعني چه؟
2- اگر فرض کنيم که پاسخ به سؤال بالا اين است که «از شاعر رمقي به زمزمهي عطرِ اقاقي باقي مانده است»؛ کجاي اين معنا با مضمونِ اين رباعي -و از آن مهمتر با طرزِ فکر و جهانبيني حکيم- سازگار است؟
3- چرا در همين بيتِ جعلي، نامجو واژهي «عَطر» را به کسرِ عين تلفظ ميکند، در حالي که در تلفظِ آياتِ قرآن در ترانههاي ديگرش مخرجِ عربي حروف را دقيقاً رعايت کرده است؟ آيا اين -با توجه به رد فرضِ بياطلاعي- نشان از بيتوجهي او نيست؟
من بازي با شعرِ شاعرانِ قديم و گنجاندنِ آنها را در ترانههاي جديد -بر خلافِ بسياري ديگر- کارِ ناپسندي نميدانم؛ نمونهي زيبايش هم استفادهي خود نامجوست از مطلعِ غزل «يک روز به شيدايي در زلفِ تو آويزم» سعدي در ترانهي «سشوار»؛ اما اين که در شعر دست ببريم و آن را از مفهوم و محتوا خالي کنيم و به خورد شنونده بدهيم، چيزيست که من با آن مخالفام.
پ.ن: اميدوارم که دچارِ حملهي «شهادتطلبانه»ي هوادارانِ غيور نامجو نشوم!
۲ نظر:
1- برادر ديدي توجه نمي كني؟ محسن نامجو مصرع اول رو هم تغيير داده ميگه :
از من اثري ز سعي ساقي مانده است
و زمزمه عطر اقاقي مانده ست
اين يعني اثري از زمزمه عطر اقاقي مانده كه به نظرم معني بيشتر نسبت به تحريف شما از آهنگ آسماني محسن نامجو مي ده! خجالت بكش! دوست نما! دشمن فرهنگ
2- به نظر خودم در ترانه بيشتر تم مهمه تا مفهوم. شما با ترانه كه نمي خواي درس بدي مي خواي حس بدي. اينه كه به نظرم حتي استفاده از واژه هاي نامفهوم در ترانه فرقي با شعر مولوي و خيام و حافظ نداره. ايني كه عطر رو اگه با فتحه مي گفت شايد تو راضي بودي اما من نمي بخشيدمش. چون تم رو خراب مي كرد. (نمي دونم استفاده ام از تم درسته؟ منظورم شعر نيست همون بالا و پايين شدن صداهاست)
آقاي فاني! فرقِ من و تو همينه ديگه: تو طرفدارِ نامجويي و من طرفدارِ خيام!
ارسال یک نظر