۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷

من چطور مي‌توانم ديوانه‌ي نوشته‌هاي نيچه نباشم؟ مثلاً آن جا که مي‌گويد: «بگريز دوستِ من، به تنهايي‌ات بگريز! بدانجا که بادي تند و خنک وزان است! سرنوشتِ تو مگس تاراندن نيست.»

۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام علیرضای خوب، ممکنه یه لطفی کنی و بگی جایی که نیچه میگه با تازیانه به سراغ زنها برید منظورش چیه؟ مرسی (باور کن فقط میخوام نظرتو بدونم، شاید من بد فهمیده باشم)