1- لذتِ توصيف ناپذيري بود که در آن حالِ دلتنگي ديشب، بعد از مدتها پيچِ راديو را چرخاندم به راديو پيام، و رشيدِ کاکاوند به صداي مهرباناش ميهمانام کرد به شاهنامه خواني: رستم و سهراب. لذتِ مبسوطي بود...
2- رييس الدولةي شاد و شنگولمان بعد از متهم کردنِ هر جنبندهاي به بالا بردنِ قيمتِ مسکن، در افاضاتِ آخرشان عرض کردند که «شخصاً وارد بحثِ مسکن» ميشوند. ما که غمي نداريم و ماجرايمان ماجراي همان همشهريمان است که دعوا کردناش با يک نفر و ده نفر فرقي نداشت. حالا ببينيم اين موجودِ ناميمون با اين ورود نامبارک تا آخرِ سال چند ده درصد به قيمتِ مسکن اضافه ميکند، علاوه بر آن همه که روزنامهها و مافيا و سهرابِ «انتظاري» و آمريکا اضافه کردند! ضمناً ما از همين جا براي عروس و دامادهايي که -بعد از انتشار اين خبر- در قسمتهاي تحتاني کساني که خانهاي از خودشان دارند، جشنِ پيوندشان را برگزار کردهاند، صميمانه آرزوي خوشبختي ميکنيم.
3- سردار ديگري فرموند که «گشتهاي ارشاد را دو برابر کردهاند.» فيالواقع دو تا مسأله دارد اين جمله. اول اين که رقم بالاتر از اين حرفهاست. ما که همين پارسال در بدترين حالت دو جفت ماشين گشتِ ارشاد در ميدانِ هفتحوض ميديديم، امشب -کور شوم اگر دروغ بگويم- چشممان به جمال 7 جفتشان روشن شد که از هفتحوض تا چهارراهِ سرسبز را کاملاً قرق کرده بودند. خدا رحم کند به ميدانِ 13 آبان! ضمناً از سرداران گردن کلفت ميپرسيم که اگر طرحِ مزخرفشان -به قولِ خودشان- موفق بود؛ امسال بايد -با کاهشِ چشمگيرِ فساد- گشتها نصف ميشد نه چند برابر. شايد هم اضافهکاري و پاداشِ پارسال، انگيزههاي ديگر همکارانشان را هم بالا برده باشد، در اين احوالِ گرانيِ برنج و گوجه فرنگي و ارزانيِ مروت!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر