واسه ما الدوز و کلاغها میخوندن، امشب بعد بیست و یکی دو سال، بابا اون کتاب قدیمی رو دید و با هزار ذوق و شوق پرسید: «کجا قایمش کرده بودی؟»قایمش نکرده بودم، ولی همون وقت هم خیلی بیشتر از «قصههای خوب برای بچههای خوب» دوستش داشتم.
ارسال یک نظر
۱ نظر:
واسه ما الدوز و کلاغها میخوندن، امشب بعد بیست و یکی دو سال، بابا اون کتاب قدیمی رو دید و با هزار ذوق و شوق پرسید: «کجا قایمش کرده بودی؟»
قایمش نکرده بودم، ولی همون وقت هم خیلی بیشتر از «قصههای خوب برای بچههای خوب» دوستش داشتم.
ارسال یک نظر