۱۳ آذر ۱۳۸۷

رقص

ديگران خواندند، اما کسي نديد رقصِ دست‌هايت را روي کليدها و رقصِ اشک را در چشمان‌ات وقتي که اين را مي‌نوشتي.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

علیرضا !
الان سرکارم ،
این لینک رو باز کردم و تا ته اش خوندم . . .
چه کار کنم که اشک هام رو همکارانم نبینن ؟
چقدر ناراحت کننده و در عین حال زیبا بود
خدا رو شکر که تو رو داره و تنها نیست