۱۰ دی ۱۳۸۷

آن رويِ سکه

اين «مردمِ بي‌گناه و بي‌دفاعِ غزه» آن روزي که رأي به حکومتِ تروريست‌هاي حماس مي‌دادند، خودشان نمي‌فهميدند نتيجه‌ي کارشان چيست؟ نمي‌فهميدند که سرازير شدن‌ دلارهاي نفتيِ ج.ا.ا چه عاقبتي نکبت‌بارتر براي‌شان رقم خواهد زد؟ اين «مردمِ بي‌دفاعِ غزه» عقل‌شان گرد شده بود آن روزي که ثمره‌ي سال‌ها تلاشِ امثالِ ياسر عرفاتِ فقيد را بر باد مي‌دادند؟ تلاش‌هايِ مردي را که عمرش را در راهِ مبارزه با اسرائيل گذاشته و دستِ آخر به اين نتيجه رسيده بود که سلاح بر زمين بگذارد و صلح کند تا در تکه‌اي زمين حکومتي خودگردان داشته باشد؟
اين «مردمِ بي‌دفاعِ غزه» آن روزي که مست از معجزه‌ي دموکراسي حماس را به رياستِ خود برگزيدند، مجنون بودند يا صغير که فارغ از مسؤوليت باشند؟

۲ نظر:

ناشناس گفت...

علیرضای عزیز سلام

عجب توقعی داری از توده های مردم. نخیر، نمی فهمیدند آن موقع که اگر قرار بود چیزی بنام فهم و عقل در کله مبارک شان بود اکنون هم می فهمیدند که با سنگ یا موشک حسن موسی نمی توان به جنگ یک ارتش اتمی با پشتیبانی غولی چون آمریکا رفت.

نمی فهمند دیگر، دست خودشان نیست، اینگونه هستند دیگر. متاسفانه باید گفت "بگذار تا بیافتد و بیند سزای خویش". تاوان نفهمی بخش عمده ای از جامعه را آن کودک بی گناه باید بدهد.

شاید نباید زیاد سخت گرفت. نفهمی در خاورمیانه ما اصل است و فهم یک استثناء. خود مردم ما کم رای ندادند به همین رئیس جمهور عزیزمان، ندیده و نشناخته بلکه از غیظ هاشمی. بگذریم که تاریخ منطقه ما را با قلم "خریت" نگاشته اند.

موفق و خوش و شاد و سلامت باشی.

محمد

آقای دلگرم گفت...

رفیق عزیز

ارزش فکر شما برای من همیشه در این بوده که سعی می‌کنی جو زده نشوی.

در این مورد خاص اما، مطمئن نیستم.