احساس ميکنم شدهام شبيهِ اين مردهايي که هميشه در سريالهايِ درپيتِ تلهويزيون ميديديم. از همانها که تا ديروقت سرِ کارند و هميشه خستهاند، همانها که تا حرفي هم ميشود داد ميزنند «من براي آسايشِ شما کار ميکنم»، همانها که هميشه جلسه دارند، همانها که زمان بيشتري را در محلِ کارشان صرف ميکنند تا در خانهشان.
شدهام از همانها که هميشه ازشان متنفر بودهام...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر