۲۳ دی ۱۳۸۷

اضافه-کاري

من مانده‌ام اين شبِ سردِ زمستان که از آسمان زقّوم مي‌بارد و سگ در خيابان پر نمي‌زند، اين برادران و خواهران نشسته در آن ون و الگانسِ گرم-و-نرم چه کسي را مي‌خواهند ارشاد کنند؟

هیچ نظری موجود نیست: