۰۹ بهمن ۱۳۸۷

ساقيان را

«صبح است ساقيا، قدحي پرشراب کن!»

فکر کن صبحِ کلّه سحر مجبور بودي پا شي سوارِ الاغ بري ميخونه که به يه مشت شاعرِ خمار با حالِ نزار شراب برسوني. واقعاً ساقي‌گري کارِ سختي بوده...

هیچ نظری موجود نیست: