۱۹ شهریور ۱۳۸۸

سوزني به خود، شايد

شايد حالا براي گله-گذاري دير باشد، اما کودتاچيان از همان جمعه‌ي اسفندِ 81 بود که مطمئن شدند مي‌توانند کارشان را -بي هراس از مخالفتِ مردم و در غياب‌شان- پيش ببرند. همان جمعه‌اي که تو با افتخار در خانه‌ات نشستي و رأي ندادي، و من که مسجدِ خالي و سوت-و-کورِِ غم‌انگيز خيابان ستارخان را ديده بودم، حاضر بودم به تمامِ رهگذران التماس کنم که بروند و رأي بدهند.

۲ نظر:

anotherone گفت...

باورم نمیشه !

Shahab گفت...

حالا اینی که اکبر چیو باورش نمی شه خودش یه سوال بزرگه
ولی امیدوارم تجربیاتی که داشتیم رو لحظه به لحظه برای هم تازه کنیم تا تحلیل های لحظه به لحظه مون تا اونجایی که ممکنه از احساس دور و به منطق نزدیک تر باشه . . .