۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

تا يادم نرفته، اينو هم بگم: شيرازي‌ها رفتن نمازِ بارون خوندن، بمب نصيب‌شون شد. هشدار مي‌دم به ملتِ بقيه‌ي شهرا که مراقب باشن. سيستم‌هاي آسمون بد جوري باگ داره...

۷ نظر:

. گفت...

می باشد است.

ناشناس گفت...

آره. پر اون نماز کوفتیشون هم مثل اینکه گرفته به پر ما! می شه لطفا یه نفر زحمت بکشه یه نماز بخونه اینجا یه کم هوا بهتر شه؟

شقايق گفت...

والا من اینقدر عمیق به پستم نگاه نکرده بودم و ممنونم که شما من رو به عمقش متوجه کردی.
و البته که شیرازی های بنده خدا

ترجمه اخبار ترکیه گفت...

مرسی علیرضا جان
خیلی لطف دارید عزیز

ناشناس گفت...

علیرضای عزیز و محترم سلام

آقا قربان دستت که این بار با آنچه نوشته بودم مخالفت کردی. ای کاش همیشه دوستان خوب من نظرات مخالف شان را هم بیان می کردند. حق با تو است. قرار نیست همه سوپرمن و بتمن و شزم باشند. فقط ای کاش بین دو حداکثر سوپرمن بودن و در زیر درخت چرت زدن، ما می توانستیم یک حد متعادل راهی را رفتن و کاری را کردن را هم امتحان کنیم.

در ضمن آقا این دو تا خطت حرف نداشت. نماز بارون و بعد بمب. نکته بینی ات قابل تقدیر است.

قربان تو
محمد

ناشناس گفت...

بله عزیز. اوزاک یول... راه دور... یا شاید هم راه دراز...
هوای تمیزی داره استانبول... من برم تنهایی قدمی بزنم و بیام...

ناشناس گفت...

سریع برم خبر بدم به ملت