۲۹ خرداد ۱۳۸۷

اون بوزينه چرا نگفت «درسته»؟

خبر اين بود که دفترِ پرزيدنت به روزنامه‌ي اعتماد جوابيه نوشته بود و گفته بود «اين طورها هم که شما مي‌گوييد نيست و سفرِ ايشان به ايتاليا خيلي هم موفقيت آميز بوده است.» اگر خاطرتان باشد، اسفندِ پارسال هم اين جماعت بعد از گزارش البرادعي تيترِ روزنامه‌ها را «بررسي» کرده و به ترتيب «خوب‌ها» و «بدها» چيده بودند، از ايران تا اعتماد، و از دادستان حاضر يراق درخواست کرده بودند که با روزنامه‌هاي اعتماد و سرمايه برخورد کند.

اين ماجراها تشابهي نزديک داشت با صحنه‌اي از فيلمِ زين‌هاي شعله‌ور مل بروکس. در جلسه‌اي به فرماندار نالايق -با بازي خود مل بروکس- اطلاع مي‌دهند که حراميان به شهرِ «راک ريج» حمله کرده‌اند و مردم را زده و کشته: حرامياني که «هدلي لامار» -معاونِ بدجنس فرماندار که در همين صحنه کنارِ او ايستاده است- آن‌ها را اجير کرده. فرماندار که از کارهاي معاون‌اش بي‌خبر است، از اين اتفاق عصباني مي‌شود و فرياد کنان مي‌گويد: «خجالت آوره آقايون! ما بايد يه کاري کنيم.» و بعد با نگاه به تک-تکِ حاضران پشتِ ميز جلسه از آن‌ها مي‌پرسد: «درسته؟ ... درسته؟ ... درسته؟» همه تأييد مي‌کنند غير از يک نفر، و فرماندار با اشاره به او از هدلي لامار مي‌پرسد: «اون بوزينه چرا نگفت درسته؟» هدلي لامار هم سرِ آن بخت‌برگشته فرياد مي‌زند که «فوراً بگو درسته!» و با گفتنِ اين کلمه، موضوع ختم به خير مي‌شود.

۲ نظر:

ناشناس گفت...

مقایسه ی جالبی بود.واجب شد این فیلم رو ببینم.

ناشناس گفت...

در مقام قیاس اگر آن فرمانداره احمدی نژاد باشد و آن یکی دکتر الهام پس آن خانم با سینه های زیبای بلوری حکما فاطی خانومشان است دیگه ها؟