۱۲ تیر ۱۳۸۸

انقلاب و آزادي

به ياد دارم که روزي در بحثي چند ساعته کوشيدم تا اين مسأله را برايِ يکي از مديران بنگاه انتشاراتِ دولتيِ شوروي تشريح کنم، تا دستِ کم از جوّ رعب‌آلود و خفت‌آوري که نويسندگان شوروي دچارِ آن بودند شرمنده شود. اما اين مقامِ انتشاراتي که خانمي بود، موفق به درکِ گفته‌هايِ من نمي‌شد.
برايِ اين که نمونه‌اي ارائه کرده باشم گفتم: «آزاديِ يعني اين که انسان اين امکان را داشته باشد که شک کند، اشتباه کند، جست-و-جو کند، حرف‌اش را بزند، بتواند به هر مقامي، چه مقامِ ادبي و هنري و فلسفي و چه مقامِ مذهبي و اجتماعي و حتي سياسي نه بگويد.»
آن مقامِ بلند پايه‌ي فرهنگي با حالتي انزجارآلود گفت: «اين که شما مي‌گوييد يعني ضدّ انقلاب.»

اينياتسيو سيلونه- خروجِ اضطراري

۱ نظر:

ناشناس گفت...

بازم خوبه از اين دوتا ، دو تا دونه ميدون برامون موند

يوري